عبد الرضا سالار بهزادى

240

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

ناصر الدوله فرمانفرما بوده و احتمالا نسبت به خاندان فرمانفرما احساس نزديكى بيشترى مىنموده است . على ايحال با شدت گرفتن دامنهء اختلافات صاحبديوان و معتمد ديوان ، صاحبديوان پس از حدود يك سال حكومت در كرمان در ذى القعدهء 1312 به تهران احضار شد . مطالب نامهء موضوع سند بالا و بعضى مطالب نامه‌هاى زير ظاهرا اشاره به همين اختلافات است كه منجر به عزل صاحبديوان شد . 40 اين يادداشت درون اين پاكت نيز فاقد مهر است و با همان خط نامهء قبلى نوشته شده و مشخص است كه از همان شخص است : « از ناخوشى سركار مقرب الخاقان آقا ميرزا كاظم خان منشى دام مجده خيلى مشوش و ملول شدم ؛ اميدوارم تاكنون رفع ناخوشى ايشان شده باشد و سلامت به بم رسيده باشد . مجال تفصيل عليحده به ايشان را ندارم . خواهش دارم اگر ان شاء اللّه تعالى آنجا هستند همين دو كلمه را نشان بدهيد ، و الا براى ايشان بفرستيد و اگر تا آمدن ايشان اقامت ما طول نكشد 156 باقى مذاكرات به مكاتبات محول است و هرفرمايشى از ايشان باشد در تهران حاضرم و زياده زحمت ندارم . . . 157 41 نامه‌اى است با نقش مهر « صاحبديوان » در انتهاى آن . متن نامه : « معتمد السلطان زين العابدين خان سرتيپ سردار بلوچستان ، شرحى كه مصحوب قاصد مخصوص نوشته بوديد رسيده ملاحظه شد . اولا از سلامت احوال شما و وارد شدن به بم مطلع و مسرور شدم ؛ ثانيا از مطالب مسطوره استحضار كامل حاصل گرديد . چون قاصد شما را مرخص كرده ، معاودت مىدهم ؛ ايراد اين مختصر را لازم ديدم . به حمد اللّه و المنه نعمت صحت برقرار است . در باب حساب شما هم مقرب الحضرت ميرزا باقر خان سررشته‌دار آمده ، مشغول انجام و اتمام است و ان شاء اللّه تعالى تفريغ خواهد شد ، منتها چيزى كه اسباب تعطيل است فقرهء مخارج مأموريت سرحدمند است و اتمام امر حضرات طايفهء رند . صورت تلگراف را ميرزا باقر فرستاده است كه مهر كنيد [ و ] به تهران مخابره شود ، به مجرد رسيدن حكم تلگرافى قبول خواهم كرد . زياده است فى 12 ذى القعدة الحرام 1312 » . نقش مهر « صاحبديوان » . در حاشيهء نامه ، صاحبديوان به خط خود چنين نوشته است : « چون امر مخارج دولتى است دخلى به ايالت ندارد . 158 سابقا نوشته بودم ، حال هم از